خرید بک لینک
یک حس عجیبیست. تجربهای که چیزی نمیتواند جایگزینش شود.آن حس اینکه کسی منتظر توستکسی که تو را بیش از هر کسی دوست میدارداما تو چه میدانیغرق در غلفتهای روزانهی خوداز خواب بیدار میشوی و ندایی را میشنویکه تو را میخواندآن زمان که به آن ندا پاسخ میدهیتازه درک میکنی چه را از دست داده بودیاماآنچه که در درون خود میابی و زیباستملاقات نیستچرا کهملاقات بدون آن شوق دیدار درون تو نا ممکن استو تو همیشه غافلیهر روزی که بیدار شدی و غافل نبودیآن روزروز موفقیت توست...

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:18

بعد از کلی مدت اشتیاق نوشتن پیدا کردم.علتش، رفتن دوست و استادم هست. نه اینکه از رفتنش خوشحال باشم. بلکه از اتفاقاتی که در آخرین ملاقاتمون قبل رفتن افتاد خوشحالم.روز قبلش اول دانشگاه با جمعی از دوستان دعوت بودیم. مدتها بود میخواستم آواز بخونه. برام عجیب بود که خیلی باز برخورد کرد و جلوی اون همه آدم شروع کرد آواز خوندن. هرچند آوازش رو تنهایی بیشتر دوست دارم. تنهایی کمتر تصنعی هست!شبش رفتیم شرکت. توی شرکت کلی حرف زدیم شام خوردیم. ولی مهمترین آیتمی که داشتیم این بود که کنارش نشستم و نماز خوندنش رو نگاه کردم. یکی از مصادیق معرفت، درک مسئلهی بندگی هست. یکی از مصادیق درک مسئلهی بندگی، از روی شوق عبادت کردنه. کسی هم که با شوق عبادت میکنه هم زودتر سراغ عبادتش میره و هم با حضور ذهنی و روحی به سراغ عبادت میره. هیچ وقت همنگار که مشتاقانه منتظری زمان نماز برسه و از اون فرصت طلایی روزت استفاده کنی.انگار هم سنت این هست که هرچه کمتر سربار میبینش، راحتتر میشه. و استفادهی بیشتر هم میکنیم. البته منظور از استفاده، افزایش ظرفیت روحی انسان هست.بارها گفتم. برای یک مومن، بدیهی ترین نعمت این هست که

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:18

از اون روزی که ایمیل زدی که دیگه ارتباط نداشته باشیم، تمام چیزی که از تو در ذهن من مانده، یک عالمه خاطرهی تار بعلاوه یک آدمی که در گذشته بوده و الان ناپدید شده، هست.
دوست داشتم که هنوز بودی.

برچسب: نویسنده: اشکان صالحی تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 1:18

صفحه بندی